0

۲ کاری که برای تخلیه هجویات مغزم انجام می‌دهم

493 بازدید

اگر شما هم زمان نوشتن و یا ایده‌پردازی به بن‌بست می‌خورید؛ ادامه این نوشته می‌تواند مثالی برای شما باشد.

البته تاکید می کنم که مواردی که در ادامه گفته می‌شوند برای من جواب داده‌اند.

 

در خلال نوشتن و یا زمانی که به یک ایده نیاز دارم و خبری ازش نیست؛ ۲ راه‌کار رو استفاده می‌کنم.

یکی ریشه در درون دارد و دیگری نمودی در بیرون.

بنا به دغدغه‌های هر روز، شفافیت موضوعات کمرنگ می‌شوند.

از همین رو بود که این دو شیوه رو اجرا کردم.

 

اولین راه‌کار تخلیه هجویات درون ذهن است:

دقیقا مثل این می‌مونه که در دل خاک دنبال بندی از طلا بگردی. برای رسیدن به این طلا باید بریزی بهم تا این رگه خودش رو نشون بده.

کاری که می‌کنم ایجاد فضایی هست که با اون همه‌چی رو بهم بریزم.

این‌کار رو با دوتا ابزار انجام می‌دم.

 

بازی کردن

وقتی می‌خواستم از بازی کردن به حذف هجویات برسم، یه باور جلوم سبز شد.

اونم این بود که بازی مال الان نیست و الان باید کارهای مهم‌تری کرد. بیشتر که نگاه کردم دیدم این فقط من نیستم که این دغدغه رو دارم.

باوری که به جان فضای نقد بر بازی کردن افتاده بود رو نمی‌شد راحت ازش گذر کرد.

این شد که دست به رسیم شدم و نمایی از تاثیرات بازی رو برای خودم رسم کردم.

حاصل اما ۲ نکته حیاتی شد:

  • در زمانی که بازی می‌کنیم، علاوه بر داشتن حس خوب، انرژی و انگیزه بهتری را برای ادامه روند خود داریم.
  • همچنین بازی باعث می‌شود تا هجویات مغز ما از بغل دو گوش‌مان ریزش کنند. اینجوری وقتی به فضای کار بر می‌گردیم شاهد هستیم که ایده‌ها به سطح آمده‌اند.

*به بیانی ساده‌تر، بازی باعث خواهد شد که هم حسمون نسبت به ادامه ‌کار بهتر و هم  فضایی عالی برای به رو امدن رگه طلایی ایده‌ها سریع‌تر باشد.

 

رسیدن به نکات بالا به شرط استفاده ۲ اصل است:

  • اصل اول اینکه در انتخاب بازی نهایت دقت را بکنیم. چراکه اگر بازی بدی را انتخاب کنیم، ممکن است نتیجه عکس بگیریم.
  • شرط دوم و البته مهم اینکه شرط بالا رو فراموش نکنیم.

 

 

نوشتن، نوشتن و نوشتن

ابزار دوم من برای خالی کردن چیزهایی که به شفافیت نوشته‌ها و ایده‌های من اسیب می‌زند؛ نوشتن است.

اگر فکرم درگیر باشد، فارغ از اینکه چه موضوعی است، می‌نویسم.

اگر نتوانم بنویسم، می‌نویسم.

اگر نتوانم فکر کنم، می‌نویسم.

اگر بین کارهایم فاصله بوفتد، می‌نویسم.

اگر خسته باشم و نتوانم بنویسم، می‌نویسم.

 

این نوشتن‌ها برای موضوعات مختلف است.

گاهی ۱ کلمه و گاهی ۱۰۰۰ کلمه.

گاهی معلوم و شفاف، گاهی سردرگم و خسته.

حاصل تمام این نوشتن‌ها باعث می‌شود که من هم بهتر بنویسم و علاوه بر آن ایده‌ خوب داشته باشم.

 

 

دومین راه‌کار اجازه دادن به ذهن برای پیدا کردن راه‌حل می‌باشد

کاری ساده و البته برای من بعد از یک وعده کوتاهِ خواب اتفاق می‌افتد.

سوالاتی که دارم و نمی‌دونم جواب‌شان چیست را می‌نویسم. بعد جوابی براشون پیدا می‌کنم. البته این مرحله فقط کاغذ‌بازی است و اثری از جوابی که می‌خواهم نیست.

در نهایت کار دیگردی انجام می‌دهم.

مرحله آخر هم چرتی زده و یا خواب شب را فرصت می‌بینم.

بعد از خواب، جوابا پیداشون میشه.

البته بعضی اوقات هم پیداشون نمیشه، اما من انجامش می‌دم و برام مفید بوده.

 

 

غرض از گفتن این راه پرپیچ‌وخم، گفتن این نکته بود که میشه برای بهونه نداشتن ایده یا موضوع نوشتن؛ کاری کرد.

این کاری بوده که من کردم.

همونجور که اول این نوشته گفتم، اینا واسه من جواب داده. شما هم به چشم یه مثال بهش نگاه کنید و سعی کنید مدل خودتون رو در بیارد.

این رو هم فراموش نکنیم که یا راه انجام کاری رو پیدا می‌کنیم و یا بهونه انجام ندادنش رو.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://nasiripoor.com/?p=23796
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
علی نصیری‌پور
علی نصیری‌پور
سلام علی نصیری‌پور یک بلاگر هستم که در سایت خودم شما را با موضوعاتی که یاد گرفتم، آشنا می‌کنم.
مطالب بیشتر

نظرات

0 نظر در مورد ۲ کاری که برای تخلیه هجویات مغزم انجام می‌دهم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.