0

کسی که شروع می‌کند به کیفیت خواهد رسید

480 بازدید

 

این عنوان در ظاهر یک جمله کوتاه است.

وقتی در عمل به اون نگاه می‌کنیم، ابعاد گسترده‌تری هم به اون اضافه خواهد شد.

یکی از دغدغه‌های زندگی من این بود که باید به سطح بالایی می‌رسیدم تا شروع کنم.

 

نکته مهمی که من فراموش کرده بودم این بود که اول باید شروع کنی تا به سطح خوبی برسی.

برای شروع کردن، ابتدا موضوع رو یاد می‌گیریم.

وقتی سطح قابل قبولی رو رد کردیم باید شروع کنیم.

شروع لازمه اصلی برای بهبودی شرایط الان ماست.

 

 

 

اغلب اوقات افرادی رو می‌بینم که مثل من بودند.

منم الان بهتر شده وضعیتم اما بازهم در جاهایی دچار این موضوع هستم که بهتره فعلا کاری نکنم.

در اینجا نکته‌ای که برام مهم میشه اینه که چقدر برای فردی که قرار است شم تلاش می‌کنم.

 

متاسفانه اغلب ما به این فکر می‌کنیم که من اگر فلان کار رو انجام بدم؛ بعد اینکار رو انجام می‌دم.

مثال ساده اون مثل وقتی هست که می‌خوایم غذایی رو بپزیم.

اولین شرط این هست که اون غذا رو بلد باشیم.

بعدازاینکه فهمیدیم بلدیم و مواد لازم هم برای پخت بود؛ دیگه نباید تعلل کرد.

نمیشه گفت حالا بزار ببینم چی میشه.

 

ما وقتی که از درست بودن دستور و موجود بودن مواد لازم اطمینان حاصل کردیم؛ باید وارد پروسه پخت شیم.

وقتی آشپز بهتری خواهیم شد که هی در عمل، خودمون رو اصلاح کنیم.

 

 

 

برگردیم به بحث خودمون.

در اینجا لازمه اول بدونیم باید چه کاری رو انجام بدیم و بعد شروع کنیم به یادگیری اون.

تا زمانی که در مقیاس کوچیک بتونیم اون کار رو اجرا کنیم.

 

اینجاست که اولین قدم رو برداشتیم.

بعدازاینکه اجراش کردیم، حالا برمی‌گردیم و با خودمون نگاه می‌کنیم که باید چه نکاتی رو یاد بگیریم تا دفعه بعد بهتر از قبل باشیم.

این روند رو تکرار می‌کنیم و بعد از تکرار مداوم، به سطحی از مهارت دست پیدا خواهیم کرد.

 

در ادامه به چند مورد از مزایای چنین سیستمی خواهم گفت:

 

کمرنگ شدن کمال طلبی

یکی از آفت‌های اجرای هر کاری همین کمال طلبی ماست.

چیزی که همه ما دوست داریم این هست که از همون ابتدا بدون هیچ مشکلی بهترین باشیم.

این عامل باعث میشه در این دام بیفتیم و شروع نکنیم تا زمانی که بهترین بودن رو بدست بیاریم.

 

وقتی چیزی رو یاد می‌گیریم و بعد اجراش می‌کنیم، از کمال طلبی فاصله زیادی خواهیم گرفت.

درواقع با اجرای سریع اجازه این رو نمی‌دیم که کمال طلبی، ما رو وادار کنه یکسری کارها رو نکنیم.

 

 

کم‌اثر شدن تنبلی

اغلب ما وقتی می‌خوایم کاری رو شروع کنیم می‌گیم اوه چقدر زیاده.

من این همه باید کار کنم تا در کاری خبره شم.

ولش کن کلا کاری نمی‌کنم.

 

تنبلی چیزیه که مغز ما عاشقشه.

واقعا چیزی به اندازه تنبلی کردن برای مغزمون خوشایند نیست.

وقتی کاری رو در مقیاس کوچیک انجام بدیم، مغزمون کمتر بهونه میاره که دفعه بعد در مقیاس بزرگ‌تر اون رو انجام ندیم.

 

 

دوری از بهونه‌جویی

بهونه‌جویی هم از ابزارهای قوی مغز ماست.

از همین رو باید بهش به صورت ویژه‌ای دقت کنیم.

بهونه همیشه با ما هست.

 

همین الان که دارم می‌نویسم یه صدایی میاد که ول کن بسه دیگه.

جواب بهونه رو باید قاطع داد تا هر جایی حرف نزنه.

یکی از مزیت‌های سیستم بالا اینه که بهونه‌ها رو کم می‌کنه.

وقتی کاری انجام میشه هی توی ذهنمون تکرار این صدا رو داریم که برو سراغ فلان کار؛ با این حال جلوش هستیم و کار خودمون رو می‌کنیم.

 

 

تسلط بهتر بر وضعیت خود

آخرین نکته‌ای که در اینجا به اون اشاره می‌کنم همین موضوع است.

وقتی برای کاری ما تعیین می‌کنیم که مغزمون چکار می‌کنه اتفاقات خوبی برای ما خواهد افتاد.

اصلی‌ترین عاملی که خیلی هم بهمون کمک می‌کنه تسلط بر خودمونه.

 

برای هر تعداد دفعاتی که بیشتر این کار رو انجام بدیم شرایط بهتری رو هم تجربه خواهیم کرد.

به این دلیل که مسیر عصبی انجام چنین کاری در ما شکل خواهد گرفت.

 

شروع کردن رو از ست گادین یاد گرفتم.

ایده جالبی که داشت این بود که اگه ایده‌ای دارید و از یک هفته گذشت و اجراش نکردی بندازدش دور.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://nasiripoor.com/?p=23763
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
علی نصیری‌پور
علی نصیری‌پور
سلام علی نصیری‌پور یک بلاگر هستم که در سایت خودم شما را با موضوعاتی که یاد گرفتم، آشنا می‌کنم.
مطالب بیشتر

نظرات

0 نظر در مورد کسی که شروع می‌کند به کیفیت خواهد رسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.