اغلب به یک آرایشگاه می‌رویم و معمولا از آن هم راضی هستیم.

اغلب برای خرید به جاهایی می‌رویم که قبلا از آن‌ها خرید کرده‌ایم.

اغلب مکان‌هایی را برای گردش انتخاب می‌کنیم که قبلا در آن محل حضور داشتیم.

حتی اغلب از جایی آموزش می‌بینیم و یا نوشته‌های فردی را می‌خوانیم که قبلا خوانده‌ایم.

تقریبا همه ما برای خودمان اغلب‌هایی داریم که در حال تکرار و استفاده از آن‌ها هستیم.

 

اما چه اتفاقی می‌افتد که اغلب مواقع به جایی مراجعه می‌کنیم و از حضور در جاهای جدید سر باز می‌زنیم؟

 

ترس

 

اولین و شاید مهم‌ترین علت این موضوع وجود ترس است. ترس‌ها می‌توانند متفاوت باشند.

 ما انسان‌ها از شرایط جدید ترس داریم و تقریبا هرکاری می‌کنیم که هنگام انجام کار ترسی را با خود نداشته باشیم. 

ممکن است از اینکه جنس ارزانی را گران به ما بفروشند بترسیم و یا از اینکه می‌توانستیم جنس بهتری را با قیمت ارازن‌تر بخریم؛ این ترس در وجود ما رخنه کند.

البته انواع مختلف ترس کم نیستند و ممکن است به علت‌های دیگری نیز بترسیم.

 

 

شکست درد دارد

 

 هیچ‌کس دوست ندارد شکست بخورد؛ اما همه ما شکست می‌خوریم 

تام راث

 

شکست درد دارد چون به همین سادگی نمی‌توان تجربه تلخ شکست را جبران کرد.

در طول زندگی خود بارها با این مثال دست‌وپنجه نرم می کنیم. زمانی که تیم موردعلاقه‌مان در قالب یک بازی شکست می‌خورد، تا وقتی بازی بعد و حتی شاید دو الی سه بازی بعد خود را پا برد پشت سر نگذارد، راضی نخواهیم شد.

 از طرفی برای هر شکست به سه برد نیاز داریم تا تلخی شکست را فراموش کنیم. 

این یعنی اگر ۱۰۰ هزار تومان در جایی ضرر کردیم، تقریبا باید ۳۰۰ هزار‌ تومان آورده داشته باشیم تا درد پولی که از دست داده‌ایم تقریبا خنثی شود.

 

 

آگاهی

 

اولین مرجله برای گذشت از شکست‌های مختلف وجود آگاهی است.

 زمانی که در مورد موضوعی می‌دانیم و از قبل در مورد آن تحقیق کردیم؛ از هر لحاظ بهتر و منظقی‌تر می توانیم تصمیم بگیریم. 

وقتی شکستی رخ می‌دهد، زمانی می‌توانیم از آن فاصله بگیریم که از آن آگاه شویم.

این یعنی بدانیم قرار نیست با این شکست زندگی ما به پایان برسد و در عین حال شکس خوردن بخشی از روند عادی هر کاری است.

 

 

و در انتها

 

شانس امتحان کردن موارد مختلف و جدید به ما این امکان را می‌دهد هر نوع محصول و یا خدمات را دوباره در قالب جدیدی امتحان کنیم.

این امتحان کردن جدید می تواند این امکان را فراهم آورد که بیش از پیش به آن کار مسلط شویم و زمانی که می‌خواهیم مجددا از محصولی استفاده کنیم؛ بدانیم چه نوع محصولی و با چه مشخصاتی برای ما خوب است.

 

قاعدتا اکثر انسان‌ها بستنی خورده‌اند و زمانی بستنی مورد علاقه خود را پیدا می کنند که بارها بستنی‌های جدید را تست کرده باشند و هر باری که طعم جدیدی را حس کردند به آن واکنش نشان دهند. این روند بارها تکرار شده است و باز هم ادامه خواهد داشت. البته این را هم فراموش نکنیم که در این مسیر احتمالا از طعم چند بستنی هم اصلا خوشمان نیامده و طعم‌های جدید، خاطره طعم بد را از بین برده‌اند.