سال‌ها از به‌وجود آمدن هرزنامه‌ها می‌گذرد و همچنان حالت‌های مختلف آن را می‌بینیم. آخرین باری که شدت هرزنامه‌ها در زندگی من زیاد شد، مربوط به دو سال گذشته است. آدرس ایمیل خودم را به جاهای مختلف داده بودم و هر از گاهی ایمیلی از این مجموعه‌های مختلفی که عمدتا آن‌ها را نمی‌شناختم، دریافت می‌کردم. از انواع مختلف پکیج چاق‌کننده و لاغرکننده بگیر تا انواع پیشنهاد خرید از سایت هایی که اصلا نمی‌دانستم چه فعالیتی می‌کنند. بخشی از این ماجرا را خودم مقصر بودم و بخشی دیگر از دسترس من خارج بود.

 

 

با این حالی که در این زمان هم هرز‌نامه‌های زیادی دارم، می‌خواهم به نوع دیگری از هرزنامه بپردازم که اگر مراقب آن نباشیم، احتمال دارد اعتماد نزدیکان خود را از دست دهیم. به عبارتی دیگر مراقب این باشیم که اعتماد دیگران را رحت از دست ندهیم.

 

دوستانی هستند که برای شرکت در مسابقه اینستاگرامی و حتی تلگرامی شروع به درج کردن نامم در اینستاگرام یا عضویت در یگ گروه تلگرامی می‌کنند. گروه‌هایی که نه می‌دانم چه‌ کارکردی و چه استفاده‌ای برای مخاطبی که این‌گونه جذب می‌شوند دارند.

 

فضاهای به این شکل کم نیستند و به محیط کار هم وارد می‌شوند.

مثلا در اوایل تابستان ۹۸ بود که با مجموعه جدیدی شروع به کار کردیم. از آنجایی که بنده و تیم ما در زمینه فروش و عرضه محصولات آموزشی فعالیت می‌کند؛ با مجموعه جدیدی شروع به کار کردیم. قرار بود پکیج‌های آموزشی‌ای را در اختیار این مجموعه قرار دهیم و این شروع کار مشترک‌مان بود. اجناس ما به‌دست این عزیزان رسید و تا مقطعی همه‌چیز به خوبی پیش می‌رفت.

حدود یک ماه از فعالیت مشترک‌مان نگذشته بود که اعضای این مجموعه شروع به فرستادن بنرهای تبلیغاتی خود کردند.

بنرهایی که در آن مکان و زمان کارگاه‌ها قید شده بود و بدون اینکه من بشناسم چه فردی این پیام را فرستاده است، پیام‌های در فواصل چند روز یک‌بار برای من می‌آمدند.

 

 

یا در اواخر تابستان بود و برای برگزاری کارگاه جدیدمان با یک مجموعه برگزارکننده وارد گفت‌وگو شدیم و این گفت‌وگو در نهایت به برگزاری کارگاه انجامید.

در زمان اجرا مورد خاصی پیش نیامد و بعد از چند هفته هرزنامه‌ها شروع شدند. یک شماره بدون داشتن نام و عکس شروع به فرستادن سایر گارگاهی که این مجموعه قرار است برگزار شوند کرد. بعد از دوبار پیام فرستادن، برای بار سوم بود که واژه سلام پدیدار شد.

آن هم نه برای پرسیدن یا اجازه گرفتن بلکه برای توضیحات کارگاهی که قرار بود برگزار شود.

 

 

این مخاطب چه فایده‌ای دارد؟

فرض کنید در هنگام قدم زدن در پارک و یا سپری کردن اوقات خود در هرجایی هستید که از دور فردی را می‌بینید و به‌سمت شما می‌آید و شما از دیدنش تعجب می‌کنید. به این دلیل که  متوجه یک تصویر روی صورتش می‌شوید. روی آن احتمالا از شرایط ویژه خرید یک کالا و یا بهره‌مندی از خدماتی نوشته شده است. این فرد بدون اینکه اجازه بگیرد وارد حریم شخصی شما شده است و احتمالا نمی‌دانید اصلا کیست.

نکته جالب اینجا است  که از شما تقاضایی دارد که شاید نزدیک‌ترین دوستان شما هم چنین تقاضایی کنند؛ آن را رد کنید.

اگر شما با چنین فردی مواجه شوید، چقدر حاضرید از خدماتش استفاده کنید؟

حتی اگر آن سازمان و یا فرد، قرار باشد چیزی باارزش‌تر تمام تعهداتی که در یک بنر یا یک پیام و یا هر نوع قالب دیگری در اختیار من قرار دهد، احتمال استفاده از این نوع خدمات نزدیک به صفر می‌باشد. البته نظر شما می‌تواند بنا به دلایل خودتان چیز دیگری باشد که در هر صورت برای من محترم است.

 

 

راه‌حل چیست؟

نمی‌دانم. شاید افراد یا مجموعه‌های زیادی از خدمات این‌چنینی حتی استقبال هم کنند.

تا آن‌جایی که من یاد گرفته‌ام و تجربه کردم، دادن حق انتخاب به افراد، برای انتخاب خدمات یا محصولات می‌تواند حس بهتری برای خریدار یا مصرف کننده ایجاد کند. 

دادن مشاوره و راهنمایی برای رسیدن به محصول خدمات و خوب هم می‌تواند مفیدتر از این باشد که این‌گونه هرزنامه باشیم.

 

نظر شما چیست؟ آیا با هرزنامه موافقید؟