0

داستان بقیه پول راننده تاکسی

552 بازدید

در قالب متن داستان گذر از حق مسلم خود در این روزها به این پرداختم که باید برای حق وسهم خودمون ارزش خاصی قائل باشیم.

امروز می‌خوام در مورد تجربه جدید که باز هم درون تاکسی برام اتفاق افتاد بنویسم.

اینبار هم من تنها نبودم  و افراد دیگه‌ای هم در تاکسی حضور داشتند.

 

حوالی ظهر بود و هوا خیلی گرم.

دستمو بلند کردم و به امید اینکه این تاکسی نگه داره، بالا نگهش دادم.

چراغ داد و منم سوار شدم. از شدت گرما تمام شیشه‌ها رو کشیده بودن پایین. معمولا این مواقع، بهترین کار کشیدن چندتا نفس عمیق هست.

منم سعی کردم آروم شم و با این شرایط بتونم کمتر گرما رو حس کنم.

نگاهی به ساعت انداختم و حوالی ساعت ۲ رو نشون می‌داد.

اولین چهارراهی که رسیدیم قرمز بود. منم دست کردم توی جیبم و ۲۰۰۰ هزار تومن رو تحویل راننده دادم.

راننده دستش رو بالا آورد و پول رو از من گرفت. اینبار اما اتفاقی برعکس افتاد. به جای ۲۰۰ تومن باقی مونده، یه ۵۰۰ تومن داد.

منم بدون هیچ توجهی اون رو توی جیبم گذاشتم.

 

 

نوبت به خانمی رسید که بغل دستم بود و اونم یه ۲۰۰۰ تومنی داد به راننده.

راننده هم دقیقا یه ۵۰۰ تومنی به این خانم داد.

خانمه برگشت و به راننده اعتراض کرد. گفت کرایه ۱۸۰۰ تومنه و شما نباید به من ۵۰۰ تومن بدید.

یهو به خودم اومدم دیدم من چکار کردم؟

 

سر حق خودم که شد، اینقدر بهم فشار اومده بود که یه پست از وبلاگم رو هم به این موضوع اختصاص دادم.

تا می تونستم نق زدم و از همه ایراد گرفتم. شروع کردم به حرف زدن در مورد اینکه واای حقمون داره می‌ره.

ولی چقدر برای حق دیگران ارزش قائل شدم؟

می‌دونم که کاری که من کردم اشتباه بوده. وقتی که حقم رو گرفتم کار درستی رو کردم.

الان که نسبت به حق دیگری بی‌تفاوت بودم نه.

 

 

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://nasiripoor.com/?p=23806
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
علی نصیری‌پور
علی نصیری‌پور
سلام علی نصیری‌پور یک بلاگر هستم که در سایت خودم شما را با موضوعاتی که یاد گرفتم، آشنا می‌کنم.
مطالب بیشتر

نظرات

0 نظر در مورد داستان بقیه پول راننده تاکسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.