اگرها و داستان اگرها در زندگی هر فردی وجود دارند.

خودمان و یا دیگرانی که اطراف ما هستند، ممکن است درگیر بازی اگر‌ها شوند. اگرها به خدی خود چیز بدی نیستند و باید باشند. از آنجایی مضر می‌شوند که مراقبشان نباشیم و وارد بازی خطرناکی شویم. اینکه هر باری که به گذشته نگاه می‌کنیم فقط حسرت انجام کارها و اگرها را ببینیم؛ دقیقا جایی است که باید به‌شدت مراقبش باشیم.

 

 

در فضای زندگی شخصی که نگاه می‌کنیم، در گذشته فرصت‌هایی بوده که اکنون در دسترس ما نیستند و از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم.

 نگاه به گذشته صرفا به این دلیل است که از آن درس بگیریم و تا می توانیم خود را برای موقعیت مشابه در آینده آماده کنیم. 

در جایی که پای اگرها و یا ای کاش‌ها به‌وجود می‌آید؛ غالب فضای خاطرات گذشته با حسرت پیش خواهند رفت.

به‌عنوان مثال تیم فوتبالی را در نظر بگیرید که با ۳ گل از تیمی دیگر پیش است. بین هواداران هر دو تیم احتمالا حسرت وجود دارد. برای تیم برنده حسی از این جنس که ای کاش از موقعیت‌های از دست رفته هم استفاده کرده بودیم و الان بیشتر گل زده بودیم و برای تیم بازنده هم احتمالا این حس که اگر بعد از گل اولی که خورده بودیم به بازی برگشته بودیم؛ احتمالا نتیجه بهتری روی تابلوی ورزشگاه بود. روند طبیعی اگرها همچنین حالتی دارد.

 

 

 

در دنیای واقعی هم مثال‌های زیادی برای این اگرها وجود دارد.

در ادامه با هم مثال واضحی را دنبال خواهیم کرد:

در همین مدت کم اتفاقات زیادی افتاد. مثلا ارز دچار نوسانات شدیدی شد و یا طلا که روند عجیبی را داشت.

در این بین افراد زیادی دست به ریسک شدند.

افرادی وقتی که ارز داشتند منتظر موقعیت خوب برای تبدیل آن بودند. کسانی که سکه داشتند، به‌دنبال بهترین موقعیت برای فروش سکه‌های خود بودند. کسانی که هیچی نداشتند، از اینکه نمی توانند از این موقعیت استفاده کنند، دچار حسرت شده بودند.

این روند را که نگاه می کنیم می‌بینیم اغلب افراد به نوعی حسرت را تجربه کرده‌اند. چه کسانی که سود داشتند و چه کسانی که در بازی نبوده‌اند.

 

 

سوال مهمی که در اینجا پیش خواهد آمد و باید به آن توجه کنیم این است که آیا حسرت خوردن و اگرها چیز بدی هستند؟

اگرها مثل غذا خوردن هستند. نمی‌شود غذا نخورد و از طرفی پرخوری هم آئب‌های زیادی را به بار خواهد آورد.

همانطوری که وجود استرس برای بهتر انجام دادن کارها مهم و ضروری است؛ وجود اگرها و حسرت نیز برای ادامه بهتر روند کاری مهم است.

یکی از مزایای خوب و با ارزش اگرها این است که به ما هشدار می‌دهد که داریم چه فرصت‌هایی را از دست می‌دهیم. از طرفی وجود زیاد آن نشانی از مقاومت مغز است.

کار آنجایی بد می‌شود که در این بازی گیر کنیم و از کارهایی که انجام می‌دهیم فاصله بگیریم. اگرها طبیعی هستند و برای هر فردی ممکن است پیش آیند؛ اما یان را باید جدی بگیریم که اگرهایمان بلای جان روندی که داریم نشوند.

کارمان نشود یکجا نشستن و حسرت خوردن برای چیزهایی که دیگر نیستند