در ادامه این نوشته، یکی از دلایلی که کار کردن را برایمان سخت می‌کند را با شما عزیزان به اشتراک خواهم گذاشت. در اینجا با هم مرور می‌کنیم که ریشه دستور گرفتن ما کجاست و چرا هنوز آن را ادامه می‌دهیم.

 

همه با فضایی آشنا هستیم که اگر به اجبار کار را انجام دهیم، نتیجه خواهیم گرفت. از زمان بچگی نیز همینجور بوده است. مثلا برای امتحان مدرسه، ساعت‌ها استرس و کلی بی‌خوابی را تحمل می‌کردیم تا نمره درسی را بگیریم.

بزرگ‌تر شدیم و این فضا را در جاهای مختلف نیز تجربه کردیم.

پرتکرارتر شدن این موضوع در محیط دانشگاه باعث شد که بخش مهم یادگیری را فراموش کنیم. به دانشگاه آمده‌ایم تا کلی مطالب مختلف را یاد بگیریم و در نهایت از خودمان فردی توانمدتر بسازیم. غافل از اینکه اصل توانمندی در انجام دادن کار و یادگیری حاصل از آن است است.

در دانشگاه عملا کار خاصی به‌جز درس خواندن نداشیم.

اما چرا این‌چنین بود؟

پاسخ ساده و واضح است. چون مجبور بودیم.

 

 

اغلب ما به صورت انتخابی درس نخوانده بودیم. همیشه به‌اجبار معلمان و یا ترس از افتادن در امتحان بود که خواندیم. خواندیم و خواندیم تا جایی که حس کردیم دیگر ترسی نیست که از آن بترسیم.

در جایی به خودمان آمدیم و با خیال راحت روز را شب کردیم. به این دلیل که کسی نبوده به ما بگوید چکار کنیم و حتی بدتر از آن کسی نبوده که مجبورمان کند کاری را انجام دهیم.

در این شرایط بود که شروع کردم به دوباره ترسیدن.

این بار در محیط کاری خود. این را یاد گرفته بودیم که اگر به‌زور کاری را از ما بخواهند؛ انجامش دهیم. مهم بودن کار را در این می‌دیدیم که اجباری پشتش باشد.

مانند درس ریاضی که در آن یاد گرفته بودم مهم است. خودمان نمی‌دانستیم چرا مهم است. فقط این را می‌دانستیم که می‌گویند مهم است و ما هم آن را می‌خواندیم.

 

این فرهنگ غلط در کار هم برای‌مان در حال تکرار است و تا زمانی که بالادستی به ما نگوید که کاری را باید انجام دهیم چون مهم است؛ آن را انجام نخواهیم داد.

در عین حال توقع این را داریم که تا می توانیم مستقل باشیم.

 

 این نکته را نباید فراموش کنیم که مستقل بودن در کار با انتخاب کردن کار رابطه مستیقی دارد. 

مثلا فردی که انتخاب می‌کند شغلش سخنرانی باشد، باید بداند که خواسته و یا ناخواسته انتخاب کرده که به دنبال محتوا برود. به دنبالی این باشد که مطالب روز را تا می‌تواند ساده کند و در اختیار دیگران قرار دهد.

این یعنی کاری را انتخاب کنیم و انجامش دهیم.

 این را نباید فراموش کنیم که در مدارس و جاهای مختلف یاد گرفتیم که به اجبار کاری را انجام دهیم. 

اگر قرار است مستقل از همه کار کنیم، باید این را در خاطر داشته باشیم که مستقل بودن پر از انتخاب است و نه اجبار.

گاهی این انتخاب‌ها آنقدر سخت هستند که تنها باید مجبور به انجامشان باشیم.